ذبيح الله صفا

1027

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

سينهء طلبه و اهل علم مىنهد و در تنقيح مسائل حقيقيه و نشر علوم يقينيه كوشيده حوصلهء طبع سلّاك و مستعدان را پرلآلى شاهوار مىسازد و در فن شاعرى و نكته‌سنجى زين بيان را بر مراكب مسرعهء افكار نهاده در مضمار حسن طبيعت و ميدان فصاحت گوى سبقت از فارسان اين فن مىربايد و در علم ادوار و موسيقى نيز مهارتى تمام دارد و تصانيف « 1 » مشهورهء او در عراق و گيلان و مازندران در ميان ندما و اهل نغمه شهرتى تمام دارد و در خط نسخ‌تعليق از استادان اين زمان در گذشته ، الحق شاعرى جامع حيثيات و مستجمع كمالات است و صيت شاعرى و دانشورى او چون پرتو آفتاب عالمگير است ، اكثر مستعدان عراق و خراسان بفضائل و كمالات او در هر فن قائل گشتند . . . و بدرست‌گويى و تمام سخنى مشار اليه در ميان اين طبقه كسى پيدا نمىشود . . . » . نظير همين ستايش را فخر الزمانى نيز ازو كرده و همهء اينها شايستهء اين شاعر تواناست كه سخنش پابپاى استادان قرن هشتم و نهم پيش مىرود و از خطاها و لغزشها و يا افراطها و تفريطهاى لغوى و دستورى كه در زمان او رائج بود بريست ، سخنى يكدست و پخته و بيتهايى منتخب و سنجيده دارد و از همهء آنها مقام والايش در دانشهاى زمان آشكارست . وى مثنوى شهرآشوبى در بحر خفيف و قصيده و تركيب و ترجيع و غزل و رباعى دارد كه در مآثر رحيمى 133 و در ميخانه 109 و در ديگر مأخذها و مجموعه‌ها بيتهاى بسيار ديگر ازو نقل شده است . ديوانش را نيافتم . از ساقىنامه ترجيعش كه همه بيتهاى منتخب و عاليست ، چند بند ( از ميخانه ) و از مجموعه يا « بياض ميرزا بيدل » موجود در موزهء بريتانيا دو غزل و از سفينهء شمارهء 582 مجلس شورى يك غزل ( بانتخاب آقاى گلچين معانى ) و از ديگر مأخذها يك غزل و چند ترانه ازو درينجا نقل مىشود :

--> ( 1 ) - تصانيف در اينجا بمعنى سروده‌هاى همراه با شعر است كه اكنون نيز به همين معنى به كار مىبرند .